تبليغاتX
دوتاری

«مندسين نو دامادم» نغمه اي نسبتا قديمي است كه در تربت جام اجرا مي شود. ظاهرا «مندسين» كه جوان رشيدي بوده از عشاير، عليه ظلم قيام مي كند و سالهايي را در كوه و كمر مي گذراند تا سرانجام ناجوانمردانه كشته مي شود.

به رسم عمده سوگسروده ها، شعر اين نغمه، مويه هايي كه مادر در سوگ فرزند مي كند.

«مندسين» را از اینجا بشنويد. اين كار با همكاري موسسه سروش و با دوتار «عزيز تنها» اجرا شده است. چنانكه در شناسنامه كار آمده ظاهرا خواننده اين اثر نخواسته شناخته شود.

 

مندسين نو دامادم

ننه مهرت نرفته از يادم

 

جونت قربون وطن شد

ننه لباس ورتنت كفن شد

 

تشته كاسه او خالي

ننه گله خوردي و منالي

 

گله گله برنو بود

ننه مندسين مو جلو بود

 

اي ماه نه بود و او ماه بود

ننه سينه مندسين پر آه بود

 

دستاي پر حنا پر خون شد

ننه قد سرو تو نگون شد

 

نوشته شده توسط جان محمد در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 | لینک ثابت |

 

«بهاره دخترعمو» يكي از قطعات زيباي موسيقي مقامي تربت جام است. اين قطعه معمولا با دوبيتي اجرا مي شود. در پايان هر بند هم، بهاره دخترعمو – بهار است دخترعمو! – تكرار مي شود.

استاد ابراهيم شريف زاده در كاست خون پاش و نغمه ريز اين قطعه را با دوبيتي هاي زير اجرا مي كند:

 

عروسي مي كني شويت مبارك

بهاره دخترعمو!

حنا بر دست و بر مويت مبارك

بهاره دخترعمو!

مرا از كوي خود راندي به خواري

بهاره دخترعمو!

رقيبم بر سر كويت مبارك

بهاره دخترعمو!

 

بهاره دخترعمو!  لاله زاره !

بهار موون و تو شبهاي تاره!

 

اين دوبيتي را هم به آواز اجرا مي كند كه البته با فضاي كار تناسب دارد:

 

خداوندا دو تا نور آفريده

زن و مردر به دستور آفريده

زن و مردر به دستور الهي

به تاك خشك انگور آفريده

 

نوشته شده توسط جان محمد در سه شنبه دوازدهم دی 1385 | لینک ثابت |

 

مقام اشترخجو مقام سفر و جدايي است. مقام اشترخجو مقام كارواني است كه مي رود و آتشي را در دل باقي مي گذارد.

مي گويند دختري فقير به نام پيرو- pirov -  براي تامين احتياجات پدر و مادر، به ناچار رخت پسران را مي پوشد و به كار شترباني مشغول مي شود. روزها و روزها مي گذرد و كسي نمي داند اين جوان ساكت و سر به زير، دختر جواني است كه از سر ياري به خانواده، تن به كار سخت شترباني سپرده است. در اين ميان جواني ديگر گويي به راز كارگر جوان پي برده باشد، دل به او مي بندد و مهرش را به جان مي خرد. دير زماني نمي گذرد كه به رسم روزگار، بين دو دلداده جدايي مي افتد و دختر جوان به دنبال سرنوشت خود با كارواني، راهي مي شود و عاشق خود را تنها مي گذارد. مقام اشتر جخو، كه زنگ دراي كاروان ها را تداعي مي كند، بيان مويه هاي عاشقانه اين جوان است:

 

اوهوو پيرو، اوهوو پيرو

راها دوروو، اووا شوروو

نروو نروو، نروو نروو...

 

نوشته شده توسط جان محمد در شنبه دوم دی 1385 | لینک ثابت |

 

مقام الله مدد مقام عشق و علاقه مردم اين خطه به پير و مرادشان  عارف واصل حضرت فائض الانوار شيخ احمد جامي است كه اصلا نام اين سرحدات هم از بابت وجود مقبره او، تربت جام  شده است.

شعر اين مقام، عمدتا بيان ويژگي هاي شيخ احمد جام است. حكايت حالات و كرامات شيخ. با اين همه اين شعرها بيشتر از آن كه بازگو كننده حقايقي درباره زندگي شيخ باشد، بيان كننده ميزان ارادت مردم تربت جام به اوست.اين ارادت تا آنجاست كه بخش هايي از زندگي او با افسانه در آميخته است و البته از اين دست حكايات در ادبيات عرفاني ما كم نيست. يكي از اين حكايات مي گويد وقتي شيخ به امر خدا تصميم مي گيرد از غار تنهايي خود – در كوه هاي بزگ - به ميان مردم بيايد، هنگامي كه از دامنه كوه به سوي روستا سرازير مي شود، مي بيند كه سنگ هاي كوه به دنبالش مي آيند. شيخ به سنگ ها امر مي كند كه بر جاي شان آسوده بمانند...

اكنون هم مزار شيخ زيارتگاه مردم منطقه است و بزرگترين مدرسه علمي و مسجد جامع شهر هم در  كنار مزار او كه روزگاري خانقاه شيخ بوده بنا شده است.

 

الله مدد الله مدد

يا پير جيلاني مدد

يا غوث رباني مدد

يا احمد جامي مدد

 

مدت چن سال دگر

بودي تو در غار كمر

حق بود ز احوالت خبر

يا احمد جامي مدد

 

امر از خدا پروردگار

ايژدر بيامد دور غار

همراي او يك بچه مار

يا احمد جامي مدد

 

احمد بگشت ايژدر سوار

غمچين دستش بچه مار

شيوه شده از كوه سار

يا احمد جامي مدد

 

با بزگ رسيدي با وفا

با پشت سر كردي نگا

ديدي مي آيه سنگ ها

يا احمد جامي مدد

 

احمد بگفتا همچنين

با سنگ خورد و قوي

آسوده باشن با زمين

يا احمد جامي مدد...

 

نوشته شده توسط جان محمد در شنبه بیستم آبان 1385 | لینک ثابت |
 
domain parking guide