این دو تا دوبیتی را هم بخوانید.خواندش خالی از لطف نیست.
سواره مي روم مشكين خود را
به دست بگرفته يم غمچين خود را
دلم مايه برم بم سوي پايين
ببينم دلبر غمگين خود را
دو چشمانت خوراك من برانداخت
غمايت رخنه در عمر من انداخت
نمي دانم چطو خانه خرابي
بناي عاشقي در عالم انداخت
نوشته شده توسط جان محمد در چهارشنبه دوم اسفند 1385 | لینک ثابت |

